تبليغاتX
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيرا*اسراء/9* خادمان قرآن

خادمان قرآن

ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق(ع) مبارک باد.

خداوند متعال برای هدایت انسان ها و رساندن آنان به قلّه سعادت و کمال، پیامبران را به رسالت برانگیخت و در این میان آخرین فرستاده خود را بر دیگر پیامبران برتری داد و وعده غلبه دین او را بر دیگر ادیان بشارت داد. در عظمت آن حضرت همین بس که خداوند متعال  در قرآن کریم او را به عنوان انسانی الگو و برتر بر تمامی جهانیان معرفی می کند:« لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً »(احزاب/21)

قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند. و او را به خاطر کمالات والا می ستاید:« وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ»(قلم/4) و راستى كه تو را خويى والاست‏.

  در آیات قرآن کریم به اهمیّت توجه به سخنان پیامبر اعظم(ص) و اطاعت مطلق از آنها اشاره شده است. آنجا که خداوند سبحان می فرماید:« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب‏»(حشر/7) آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سخت‏كيفر است.

این آیه هر آن چیزی را که از پیامبر اعظم(ص) صادر شود را در بر می گیرد چه در قول، فعل و سیره پیامبر اعظم(ص) بیان گردد.

در آیه ای دیگر می فرماید:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً»(نساء/59)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى‏] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب‏] خدا و [سنت‏] پيامبر [او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.

این آیه مبارک مراتب اطاعت را بیان می کند اول خداوند بعد پیامبر اعظم(ص) سپس اهل بیت(ع).

و آیات دیگر که همگی ارزش و اهمیِت وجودی پیامبر رحمت(ص) را اثبات می کند. و اینکه همه جهانیان تا قیامت مطیع دستورات و فرمایشات نبی اکرم(ص) و جانشیان بر حقش اهل بیت(ع) باشند تا سعادت و کمال دنیا و آخرت نصیبشان بشود.

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

نوشته شده در جمعه 21 بهمن1390ساعت 10:51 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

در مورد اهمیّت این آخرین کتاب آسمانی همان بهتر که لب به سخن نگشوییم و این مهم را به دو ثقل ارزشمند قرآن و اهل بیت(ع) بسپاریم.

1)قرآن (ثقل اکبر)

«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏»(بقره/2) اين است كتابى كه در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است‏.

«نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ *

مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ اللَّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ»(آل عمران/4-3)

اين كتاب را در حالى كه مؤيّد آنچه [از كتابهاى آسمانى‏] پيش از خود مى‏باشد، به حق [و به تدريج‏] بر تو نازل كرد، و تورات و انجيل را ... (3)

پيش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد، و فرقان [جدا كننده حق از باطل‏] را نازل كرد. كسانى كه به آيات خدا كفر ورزيدند، بى‏ترديد عذابى سخت خواهند داشت، و خداوند، شكست‏ناپذير و صاحب انتقام است‏.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 21:8 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

 

( ومَن کفر فإنّ الله غنی عن العالمین ) ( آل عمران/ 97 )

در پایان آیه برای تأکید وبیان اهمیّت مسئله حج می فرماید: کسانی که کفران کنند و این دستور الهی را نادیده بگیرند و به مخالفت برخیزند در حقیقت به خود زیان می رسانند،  زیرا خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است. واژه کفر در اصل به معنی پوشانیدن است و از نظر اصطلاح دینی معنی وسیعی دارد و هر گونه مخالفتی را با حقّ،  چه در مرحله ی اصولی،  و چه در مرحله ی دستورات فرعی باشد،  شامل می شود کفر در آیه  بالا در مورد حج به کار رفته است. در هر حال از آیه فوق دومطلب استفاده می شود :

نخست اهمیّت فوق العاده حج است که از ترک آن تعبیر به کفر شده است و دیگر اینکه انجام این فریضه مهم الهی مانند همه ی فرائض و برنامه های دینی به سود مردم و برای تربیت آنهاست و هیچگونه تأثیری برای خداوند که از همگان بی نیاز است نخواهد داشت. (علامه مجلسی،  بحار الأنوار،  ج 77،  ص 58 )

امام علی (ع) می فرمایند: هرکس حج را برای انجام حاجتی از حوائج دنیا ترک کند،  حاجیان با سرهای تراشیده بر می گردند در حالی که کار وی هنوز انجام نشده است.

آیت الله جوادی آملی در مورد آیه 97 آل عمران می فرماید:

موضوع وجوب حج در آیه ی فوق با تأکید های فراوانی ذکر شده از جمله:   

1ـ جمله مذکور خبری است.

2ـ جمله ی خبری اگر اسمیه باشد تأکیدش بر معنای (ثبوت) بیشتر و دلالتش از جمله خبری فعلیه قویتر است.

3ـ با لام تکلیف در کلام ( ِلله ) که به خاطر اهمیتش،  بر مبتدا ( الحجّ ) مقدم شده است،  وجوب حج را بیان می کند.

4ـ گاه برای وجوب فعلی کلمه ( علی ) به کار می رود،  در آیه مورد بحث نیز برای تأکید مطلب، بلافاصله بعد از ( ِلله )، ( علی ) ذکر شده است.

5ـ در آیه ی مذکور که وجوب حج را می رساند،  از متکلّفین دو بار نام برده شده،  ابتدا به صورت اجمال و عموم و سپس به نحو تفصیل و تخصیص،  زیرا ابتدا تکلیف را متوجّه ( ناس ) کرده و سپس انسانهای مکلّف را با آوردن ( مَن استطاع إلیه سبیلا ) تبیین کرده است.

 6ـ درباره ی افراد مستطیعی که حج به جا نمی آورند،  نفرمود ( مَن ترَک الحجّ ) بلکه از آنان به ( مَن کَفَر ) تعبیر کرد که این تعبیر بر اساس روایات به منزله ( من ترک الحجّ ) است. تعبیر از ترک حج به کفر نشانه آن است که حج از تکالیف بسیار مهم است. البته منظور از کفر در اینجا،  کفر عملی است نه کفر اعتقادی.

7ـ کلمه ی غنی در آیه شریفه،  برای اظهار بی اعتنایی به تارک حج است،  یعنی خداوند سبحان نه تنها از تارک حج،  بلکه از عالمیان بی نیاز است،  از این رو خداوند از ترک حج آسیب نمی بیند بلکه آسیب بیننده فقط همان تارک حج است. (جوادی آملی،  صهبای حج،  ص 55 ـ 52)

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان1390ساعت 20:41 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

 

( وَ لِلَّهِ عَلىَ النَّاسِ حِجُّ الْبَيْت ‏فِيهِ ءَايَاتُ  بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ  وَ مَن دَخَلَهُ كاَنَ ءَامِنًا  وَ لِلَّهِ عَلىَ النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا  وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنىِ‏ٌّ عَنِ الْعَالَمِين ) ( آل عمران/ 97 )

در آن، نشانه‏هايى روشن است [از جمله‏] مقام ابراهيم است و هر كه در آن درآيد در امان است و براى خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد. و هر كه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيان بى‏نياز است.

حج خانه ی خدا یعنی رفتن به آن و از راه دور قصد این رفتن کردن،  و استطاعت یعنی: داشتن توانایی بدنی و مالی و امنیتی. (مدرّسی،  تفسیر هدایت،  ترجمه احمد آرام،  ص 577) پیامبر اسلام (ص) به علی (ع) فرمود: ( تارک الحجّ و هو مستطیع کافر) هر توانمندی که حج را انکار و ترک کند،  کافر است و کسی که امروز و فردا کند تا بمیرد گویا یهودی و نصرانی از دنیا رفته است. ( شیخ صدّوق،  من لا یحضره الفقیه،  ج4، ص368 )

استطاعت مالی برای حج لازم نیست از خود انسان باشد بلکه اگر کسی دیگری را میهمان کند،  یا هزینه ی حج او را بپردازد،  او مستطیع شده و حج برای او واجب است. (کلینی،  کافی،  ج 4، ص 266 )

امام صادق درباره ی " آیات بیّنات " فرمودند: مقصود مقام ابراهیم،  حجر الأسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مرا در ( مَن دَخله ) کعبه است یا مردم ؟ حضرت فرمودند: حرم. (کلینی،  کافی،  ج 4، ص 222 )

در این خانه نشانه روشنی از خدا پرستی و توحید معنویت به چشم می خورد (فیه آیات بیّنات مقام ابراهیم) آثاری که از پیامبر بزرگی همچون ابراهیم (ع) در کنار آن باقی مانده مانند چاه زمزم،  صفا،  مروه،  حجرالأسود،  حجر اسماعیل و ... از میان این نشانه های روشن مقام ابراهیم به خصوص ذکر شده،  زیرا محلّی است که در آن حضرت ابراهیم(ع) به خاطر بنای کعبه و یا به خاطر انجام مراسم حج و یا برای دعوت عمومی مردم یا برای انجام این مراسم بزرگ ایستاد. ( مکارم شیرازی،  تفسیر نمونه،  ص 15 ـ 14 )

نوشته شده در شنبه 30 مهر1390ساعت 22:9 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

عبادت حقیقی، عبادتی است که انسان را در ظاهر و باطن در مقام بندگی حق راه می برد و بستر همه ی کمالات انسانی است. عبادت در قالب های خاص آن بهترین هیئت وصورت و محتوا را برای تحوّل آدمی از خودخواهی وخودبینی به خداخواهی وحق بینی داراست؛ ازهمین رو یکی ازعوامل رشد و پیشرفت انسان در زندگی به جاآوردن نمازهای پنجگانه است.(ماجراجو، 1388ش، ص112)

  درباره این مطلب که چرانماز، بر انسان واجب شده یا فلسفه وحکمت نمازهای واجب چیست؟ امام رضا(علیه السلام)به تبیین این مسأله پرداخته وعلت وجوب وتشریع نمازهای واجب را اینگونه بیان می کند: علت تشریع نماز و وجوب آن، اقرار به ربوبیّت خداوند تبارک وتعالی و رها کردن همتایان و حضور در پیشگاه خداوند مقتدر با اظهار ذلّت  و بیچارگی و درخواست گذشت از گناهان گذشته و نهادن چهره برخاک هر روز به عنوان بزرگداشت خداوند عزیز و والامقام است و اینکه همواره به یاداوباشد، نسبت به اوفراموشی وسرکشی نداشته باشد، فروتن ومشتاق و خواهان زیادتی در دین و دنیا باشد یاآنچه درآن مقرّرنمودن و مداومت بر یاد خدا در شب و روز است تاآنکه بنده،سرور و مدبّر وآفریننده خویش رافراموش نکندکه در نتیجه دچارسرکشی و طغیان گردد و یاد پروردگار و حضور در  پیشگاه او  بازدارنده او از نافرمانی ها و مانع او از فسادها و تباهی هاست.(حرّعاملی،1403ق، ج3، ص4)

  و نیز دراین باره به فضل بن شاذان فرمودند:همانا بندگان خدا به نماز مأمورشده اند؛ زیرا درآن اقرار به ربوبیّت پروردگاراست وآن درستی حال مردم است، چون درآن رهاکردن همتایان و حضور در پیشگاه خداوندمقتدراست.(همان، ص5)

  با همین محتوا و مضمون از ایشان نقل شده که فرمودند:نماز در هرشبانه روز واجب شد تا این که انسان مدیر وخالقش را فراموش نکند، تا در اثر فراموشی سرگردان شود و طغیان وظلم کند. نماز واجب شدتا بشرمطیع خداوند باشد و ایستادن در برابرحق تعالی باعث جلوگیری از گناهان می شود وسپر و مانع انواع فساد می گردد.(صدوق،1380ش، ج2، ص11، باب2)

درکلام امام رضا(علیه السلام)نماز، خشوع وخضوع در برابر  پروردگار جهانیان است که این خضوع و خشوع واطاعت انسان رادر راه حق هدایت می کند و باعث جلوگیری از طغیان و سرکشی او می شود. نمازدرهرشبانه روز باعث مداومت یادانسان بر معبود خودمی شود واین ذکر اقرار به ربوبیّت خداوند سبحان است.

نوشته شده در شنبه 23 مهر1390ساعت 22:41 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

ريّان بن صلت از حضرت پرسيد: نظر شما درباره قرآن چيست؟ امام فرمود:قرآن كلام خداست از آنچه او گفته است فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوييد كه گمراه مي شويد.(مسند امام رضا(ع)، ج1، ص307)

در جاي ديگر مي فرمايد:قرآن ريسمان محكم دستاويز استوار و آيين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري مي كند و از دورخ رهايي مي بخشد. در اثر گذشت زمان كهنه نشده و با تكرار زبان ها از ارزش و اثر بخشي آن كاسته نمي شود؛ زيرا خداوند آن را براي زمان خاصي قرار نداده است. بلكه حجت  و برهان براي همه انسان ها در سراسر زندگيشان است و نه پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده اي از سوي خداوند حكيم و ستوده است.(همان، ص309)

امام رضا(ع) براي قرآن كريم اهميت والايي قائل هستند و آن را راهرو و الگو ي تمامي انسان ها در تماي قرن ها مي دانند در حديث ديگر مي فرمايند: خداوند قرآن را براي زمان يا ملت خاصي نازل نفرموده است بلكه براي هر زمان تازه و براي هر ملتي تا قيامت آن را شاداب قرار داده است.(عيون اخبار الرضا(ع)؛ باب 32؛ ح 32)

كوتاه سخن اينكه قرآن كريم در كلام هشتمين قرآن ناطق، كتابي پر محتوا و عميق بوده اختصاص به تمامي انسان ها در تمامي عصرها تا قيامت دارد و اعجاز اين آخرين كتاب آسماني تا آنجا است كه مرور زمان نه تنها آن را كهنه نمي كند بلكه بر طراوت و تازگي آن مي افزايد.

نوشته شده در یکشنبه 6 شهریور1390ساعت 11:44 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

(يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تحُِلُّواْ شَعَئرَِ اللَّهِ وَ لَا الشهَّْرَ الحَْرَامَ وَ لَا الهَْدْىَ وَ لَا الْقَلَئدَ وَ لَا ءَامِّينَ الْبَيْتَ الحَْرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبهِِّمْ وَ رِضْوَانًا  وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ  وَ لَا يجَْرِمَنَّكُمْ شَنََانُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الحَْرَامِ أَن تَعْتَدُواْ  وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى‏  وَ لَا تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْاثْمِ وَ الْعُدْوَانِ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب‏ ) ( مائده/ 2 )

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حرمت شعاير خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانيهاى گردن‏بنددار، و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه داريد. و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‏توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت‏كيفر است‏.

به نظر میرسد منظور از شعائر مناسک و برنامه های حج باشد که مسلمانان موظفند احترام همه ی آنها را نگه دارند،  شاهد این تفسیر اینکه در قرآن کلمه ی شعائر معمولاً در مورد مراسم حج بکار رفته است. احترام ماه های حرام را نگه دارید و از جنگ کردن در این ماه ها خودداری کنید ( و لا الشهر الحرام ). قربانیانی را که برای حج می آورند،  اعم از این که بی نشان باشند ( هدی ) و یا نشان داشته باشند ( قلائد ) حلال نشمرید و بگذارید که به قربانگاه برسند و در آنجا قربانی شوند. تمامی زائران خانه ی خدا باید از آزادی کامل در این مراسم بزرگ اسلامی بهره مند باشند. تحریم صید محدود به زمان احرام است،  بنابراین هنگامی که از حج یا عمره بیرون آمدید،  صید کردن برای شما مجاز است.( مکارم شیرازی،  تفسیر نمونه،  ص 252ـ 250)

علّامه طباطبائی در مورد این آیه می فرماید: این آیه خطاب مجدد به مؤمنین است که شدت عنایت به محرّمات الهی را افاده می کند. شعائر جمع ( شعیره ) به معنی علامت است و مراد از آن اعلام و مناسک حج است. ( المیزان،  ترجمه محمد علی کرامتی،  ج5،  ص 252)

 بنابراین نه تنها کسانی که برای حج و عمره احرام بسته اند بلکه افرادی که به قصد حج و عمره از دورترین نقاط عالم حرکت کرده اند و هنوز به حرم بلکه به میقات نرسیده اند تا احرام ببندند جزو شعائر الهی هستند. سراسر حج از کعبه گرفته تا آن قطعه آهن یا کفش آویخته بر گردن حیوان قربانی،  شعائر الهی هستند،  از این رو احدی نباید آنها را حلال دانسته،  طبق میل خود با آنها رفتار کنید،  بلکه واجب است،  آنها را گرامی بدارید. پس اینکه خداون فرمود: شعائر الهی را حلال نشمارید یعنی شعائر الهی را باز و آزاد نپندارید،  آنگونه که هر کس بتواند حریم احکام و معارف دین و اشخاص و اشیاء و مکانها و زمانهای متعلّق به آن را شکسته،  به دلخواه درباره ی آن سخن بگوئید یا عمل ناروایی انجام دهید و چیزی از آن را کاسته یا بر آن بیفزائید. ( جوادی آملی،  صهبای حج،  ص56 )

 (إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِن شَعَائرِ اللَّهِ  فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا  وَ مَن تَطَوَّعَ خَيرًْا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيم‏ ) ( بقره 158 )

در حقيقت، «صفا» و «مروه» از شعاير خداست [كه يادآور اوست‏] پس هر كه خانه [خدا] را حج كند، يا عمره گزارد، بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جاى آورد. و هر كه افزون بر فريضه، كار نيكى كند، خدا حق شناس و داناست.                                                                                                                                       

یکی از اعمال حج اینست که میان این دو کوه (صفا و مروه) هفت بار رفت و آمد نمایند. زمانی که حضرت ابراهیم (ع) هاجر وحضرت اسماعیل را به سرزمین مکّه آورد. هاجر و اسماعیل در آنجا ماندند تا اینکه توشه و آب آنان تمام شد و شیر هاجر بخشکید،  و فرزندش را عطش گرفت. هاجر پریشان شد،  و گریه ی طفلش از گرسنگی و تشنگی او را به حرکت در آورد و به جستجوی آب واداشت. هاجر برای یافتن آب به کوه صفا رفت و در آنجا آب ندید و چنان پنداشت که آب در کوه مروه است. با شتاب به سوی مروه رفت و باز آب ندید. هاجر سراسیمه شد و تا هفت بار در این دو کوه دنبال آب بود. آواز و ناله اش در میان کوه ها پیچید و با گریه و زاری از خداوند رئوف،  مسئلت نمود که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد و پس از نا امیدی به سراغ طفل خود آمد و دید که آن کودک از فرط تشنگی،  دو پای خود را بر زمین کوبیده و در همان زمین آب جوشیدن گرفته است. ( حکیم،  فلسفه و اسرار  حج،  ص48 ـ 46 )

مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد،  صفا و مروه از جمله علائم عبادت خداوند است،  بعضی گفته اند یعنی هر یک از صفا و مروه محلّ عبادت و اطاعت خداوند است و بعضی گفته اند یعنی توجّه به آن ها جزء دین می باشد برخی می گویند در این کلام حذف رخ داده است و مقصود این است که سعی میان صفا و مروه از شعائر خدا است. ( مجمع البیان،  ترجمه حسین نوری و دکتر محمّد مفتّح،  ص 131)از ظاهر آیه نمی توان استفاده کرد که سعی میان صفا و مروه واجب می باشد،  و لذا عدّه ای با تمسّک به این آیه گفتند که سعی واجب نیست. امام صادق (ع) فرمود: مسلمین در آغاز تصوّر می کردند که سعی میان صفا و مروه،  ساخته و پرداخته افکار جاهلی و از جمله مناسکی است که مردمان جاهلی آن را وضع کرده اند؛ لذا برای دفع توهم آیه ی مذکور نازل گردید مبنی بر اینکه این کار بلا مانع بوده و از شعائر الهی محسوب می شود که باید ( حاج و معتمد ) آن را انجام دهند و موارد دیگر که در پی چنین جریانی بود که آیه ی مذکور نازل شد مبنی بر اینکه سعی میان صفا و مروه در حالی که بت ها بر آن قرار دارند،  بلامانع است. مردم نیز با اینکه بت ها در جای خود قرار داشتند عمل سعی را به جای می آوردند،  اما پیامبر (ص) دستور دادند بت های مذکور را از روی کوه صفا ومروه  سرنگون ساختند. ( دکتر حجتی؛ اسباب النزول،  ص 94 ـ 93 ) امام صادق (ع) در مورد صفا ومروه می فرمایند: در روی زمین،  مکانی بهتر از میان این دو کوه وجود ندارد،  زیرا هر متکبّری در آنجا سر برهنه و پا برهنه و کفن پوشیده بدون هیچ امتیازی و نشانه ای باید مسافت بین دو کوه را طی کند،  گاهی با دویدن وگاهی با راه رفتن،  کوه صفا  علاوه بر اینها خاطره هایی از دعوت پیامبر اسلام (ص) دارد که چگونه کفّار مکّه را به توحید فرا می خواند و آنها گوش نمی دادند. ( حویزی،  تفسیر نورالثّقلین،  ج1،  ص 145 )

نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 22:53 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

 

بدون شک اهل بیت (ع) کاملترین افراد برای معرفی قرآن کریم هستند زیرا خود با قرآن آمیخته شده و در حکم قرآن ناطق می باشند. در رأس اهل بیت (ع) پیامبر اکرم(ص) است که قرآن بر قلب مبارک ایشان نازل می شده است و بعد از ایشان امام علی (ع) است که همانند پیامبر اکرم (ص) سخن وحی را می شنیده است. امام علی (ع) در خطبه 192 نهج البلاغه می فرمایند: من صدای شیطان را هنگام نزول وحی می شنیدم و به رسول خدا (ص) گفتم این صدای چیست؟ فرمود: این فریاد ناامیدی شیطان از عبادت خویش است. آنگاه فرمود: آنچه را من از فرشتۀ وحی دریافت می کنم، تو هم می شنوی و آنچه را که من می بینیم تو نیز با چشمان حقیقت بین خود می بینی، اما تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من می باشی و جداً در تو خیر و احسان می جوشد.(نهج البلاغه،خطبه 192.) بنابراین امام علی (ع) مصداق بارز قرآن ناطق است و می تواند قرآن کریم را آنگونه که هست معرفی وتفسیر کند. آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسد: با مراجعه به کلمات امیرالمؤمنین معلوم می شود بهتر از اهل بیت عصمت (ع) که امیرالمؤمنین (ع) از جمله آنان است کسی نیست که قرآن را از بیرون معرفی نماید، زیرا در تبیین محتوای درونی قرآن كريم، هیچ کس و هیچ چیز بهتر از آنان نخواهد بود و اگر دربارۀ خود قرآن جست وجو شود آن هم چون همتای انسان کامل است.(جوادی آملی، عبدالله، قرآن در نهج البلاغه، مجله پژوهش های دینی، ص 107)امام علی (ع) بعد از پیامبر اکرم (ص) کامل ترین و سزاوارترین فرد برای معرفی قرآن کریم است و این امر از دو جهت قابل اثبات است .یکی از آن جهت که امام علی (ع) جزء اهل بیت (ع) است و هر چه در مورد استحقاق آن ذوات مقدس برای تحلیل قرآن و معارف آن رسیده باشد، شامل حضرت علی (ع)خواهد شد و دیگر از جهت نصوص ویژه ای که درباره صلاحیت علمی و عملی شخص آن حضرت رسیده است. در مورد اهل بیت (ع) گذشته از حدیث ثقلین که اهل بیت و قرآن کریم هم سنگ هم بوده و تا قیامت دو امر نا گسستنی از هم هستند و فريقين به سند و متن آن اذعان دارند؛ سخنان امام علی (ع) درباره عظمت اهل بیت است که می توان به این موارد اشاره کرد از جمله:1.خاندان معصوم رسول اکرم (ص) حامل اسرار خدا و صندوق دانش او و قرارگاه کتاب های آسمانی خدا و سلسلۀ جبال دین اویند.2. هیچ کس از امت اسلامی به اهل بیت (ع) نمی رسد و با آنها سنجیده نمی شود، آنان پایه دین و ستون یقین اند.3. به وسیله اهل بیت (ع) هدایت عطا می شود و کوری باطنی انسان ها جلا می یابد.4. حقیقت قرآن حکیم و آیات کریمۀ او درباره آنان بوده و رموز آن در آن ها مستقر و ساکت شوند. چیزی آنها را به سکوت محکوم نکرده و مقهور هیچ مقام خارجی نبوده اند، بلکه خودشان صاحبان سخن و امیران کلامند. سخن گفتن اسیر آنان است و در اختیارشان می باشد هر وقت مصلحت باشد سخن می گویندو هر زمانی که مصلحت نباشندساکت خواهند بود.(همان،ص10-9).  کوتاه سخن این که اهل بیت (ع) واسطه خلقت آفرینش بوده و هم اینان هستند که واسطه  فیض الهی هستند كه در حدیث شریف کساء به این امر مهم توجه شده و بیان گردیده است.
نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد1390ساعت 19:34 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

 

احسان به پدر و مادر و تواضع در برابر آنها و اطاعت از آنها

وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْكُواْ بِهِ شَيًْا  وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا وَ بِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الجَْارِ ذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الجَْارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ  إِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ مَن كَانَ مخُْتَالًا فَخُورًا نساء/ 36).

خداى را بپرستيد و هيچ چيز شريك او مسازيد و با پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب و مسافر رهگذر و بندگان خود نيكى كنيد. هرآينه خدا متكبران و فخرفروشان را دوست ندارد.

َ قَضىَ‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا  إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُفٍ‏ّ وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا*

وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‏ِ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانىِ صَغِيرًا( اسراء / 23 و 24 )

پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. هر گاه تا تو زنده هستى هر دو يا يكى از آن دو سالخورده شوند، آنان را ميازار و به درشتى خطاب مكن و با آنان به اكرام سخن بگوى.در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من، هم چنان كه مرا در خُردى پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.

 

نیکی به پدر و مادر

من منصور بن حازم عن ابی عبدالله(ع) قال قلت: أیّ الاعمال افضل؟ فقال : الصلوه لوقتها و برّ الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

منصور بن حازم گوید از امام صادق(ع) پرسیدم کدام یک از اعمال از همه بهتر است؟ فرمود: نماز خواندن در وقتش و نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خدا(بحارالانوار ج 82، ص 226).

قال الصادق(ع): من حسن برّه باهل بیته زید فی رزقه.

کسی که به خانواده اش نیکی کند، روزی او زیاد می شود. ( همان، ج74، ص 104)

 

نوشته شده در یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت 22:23 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

 يكي  از مصاديق نظم درروابط اجتماعي، انضباط اقتصادي است. اين مورد نيز نقش والايي در زندگي اجتماعي انسان‌ها دارد. با اين همه قرآن كريم كه كتابي جامع و كامل مي‌باشد اين موضوع را نيز بيان فرموده، در آنجا كه خداوند مي‌فرمايد : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا» (نساء/29)

درتفسير اين آيه كريمه نوشته‌اند ك رمز اينكه نهي از قتل «لاتقتلوا » به دنبال نهي از حرام خوري، «لا تاكلوا» آمده است، شايد آن باشد كه سيستم اقتصادي ناسالم،‌ زمينه ي قيام محرومان عليه زراندوزان و بروز درگيري‌ها و پيدايش قتل و هلاكت جامعه است. (تفسير نور، ج2، 274)

امام صادق (ع) مي‌فرمايد : كسي كه قرض بگيرد و بداند كه نمي‌تواند پرداخت كند،‌ مال باطل خورده است. (اصول كافي، ج5، 95)

و اين سخن گهربار امام صادق(ع) همان انضباط اقتصادي است كه مورد اشاره بحث ما است. باز در رابطه با همين موضوع امام باقر(ع) مي‌فرمايد : ربا، قمار، كم فروشي و ظلم از مصاديق باطل است. (تفسير نورالثقلين، ج471،1)

اين آيه در حقيقت زير بناي قوانين اسلامي را در مسائل مربوط به معاملات و مبادلات مالي تشكيل مي‌دهد و به همين دليل فقهاي اسلامي در تمام ابواب معاملات به آن استدلال مي‌كنند. مفهوم اين آيه در حيطه مسائل اقتصادي اين است كه هرگونه تجاوز، تقلب، غش، ‌معاملات ربوي، معاملاتي كه حد و حدود آن كامل مشخص نباشد، خريد و فروش اجناسي كه فايده منطقي و عقلاني در آن نباشد، خريد و فروش و مسائل فساد و گناه باطل است. مگر اينكه تصرف در اموال ديگران از طريق داد و ستدي باشد كه از رضايت باطني دو طرف سرچشمه گيرد. طبق اين بيان، تمام مبادلات مالي و انواع تجارت ها كه در ميان مردم رائج است چنانچه از روي رضايت طرفين صورت گيرد و جنبه معقول و منطقي داشته باشد از نظر اسلام مجاز است. در حقيقت قرآن به يك نكته مهم اجتماعي اشاره كرده است و آن اينكه اگر روابط مالي مردم بر اساس صحيح استوار نباشد (عدم انضباط اقتصادي) و اقتصاد جامعه به صورت سالم پيش نرود و در اموال يكديگر به ناحق تصرف كنند، جامعه (زندگي اجتماعي) گرفتار يك نوع خودكشي و انتحار خواهد شد و علاوه بر اين كه انتحارهاي شخصي افزايش خواهد يافت، انتحار اجتماعي هم از آثار ضمني آن است.

حوادث و انقلاب‌هائي كه در جوامع مختلف دنياي معاصر روي داده، شاهد و گوياي اين حقيقت است و آنجا كه خداوند به بندگان هشدار مي دهد كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالي نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودي و سقوط بكشاند. (تفسير نمونه، ج 3، 357- 355)

بنابراين اگر در جامعه انضباط اقتصادي حاكم شد، جامعه دچارخودكشي و انتحار نمي شود و روابط سالم اقتصادي، زندگي اجتماعي سالم را رونق مي‌بخشد و جامعه را به سمت و سوي كمال وسعادت رهنمون مي سازد.

نوشته شده در جمعه 5 فروردین1390ساعت 15:45 توسط اصغرطهماسبی بلداجی| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم